در دفتر اشتباهات روزانه اش نوشته بود:امروز درچشمان مادرم مستقیم نگاه کردم
به یاد شهدای گمنام
|
نظرات ()
|
امام باقر(ع)فرمود:مادرما وقتی میاد با اون عظمت وارد محشرمیشه همه
چشما خود به خود بسته میشه مادر ما با هفتاد هزار هله ی بهشتی که بربدنش
افتاده با اون همه ملائکه ناله میزنه آخرش میگن مادرما مثه مرغی که دانه
از لابه لای سنگ ها پیدا میکنه دونه دونه محبینشو خودش دست میگیره
وارد بهشت میکنه امام باقر میگه داشتم برای کسی میگفتم بعد اینکه تموم
شد دیدم اون طرف تعجب کرد آقافرمود محب محبش میخواد ارمنی باشه
یهودی باشه به هر بهونه ای محبه فرقی نمیکنه
حالا ببین حضرت زهرا به پیغمبر چی میگه هرکی دل نداره نخونه شاید بسوزی
بابا ببین فدا شدنم را به پشت در روی زمین رهاشدنم را به پشت در
باور کن این جماعت نامرد آمدن پایان دهن پاشدنم را به پشت در
اما من از ولای علی دل نمیکنم ثابت کنم فداشدنم را به پشت در
اما بی اذن آمدنو مرا بی هوازدن دیدن حق ادا شدنم را به پشت در
آتش میان معرکه کارش گرفته بود فهمید برملا شدنم را به پشت در
حتی نفس نفس زدنم را شنیده اند دانست مبتلا شدنم را به پشت در
بابا یادته
یادش بخیربوسه گهت بود قامتم حالا ببین تاشدنم را به پشت در
اینو توقلبت ثبت کن
گل بودموبه غیرخدا هیچکس ندید از غنچه ام سوا شدنم را به پشت در
هرکی این یه بیتو فهمید فهمید توضیح نمیدم ولی به امام حسین فقط خواهرا میفهمن
گفتن صدای دختر پیغمبره گفت بزنید اول کسی جرات نکرد اول خودش زد
اگه یکی ازاون شهدایی که با آتیش خمپاره سوخته یا اگه اون شهیدی
که تو میدون مین پاش گیر میکنه به سیم منور میبینه اگه این منور روشن
شه کل عملیات لو میره همه شهید میشن خودشو میندازه رو منور وقتی برمیگردن
فقط استخوناشو پیدا میکنن اگه الان بود میگفت چقدر
سوختن سخته چقدر درد داره
اگه بود میگفت مادرمون زهرا چه جوری سوخته ...
دهه ی اوله خیلی از حرفاست که نمیخوام بزنم چند وقتیه تو خودم نیستم
شمارو به حضرت زهرا قسم اگه کم لطفی میکنمو نمیتونم بهتون سر بزنم
اینو نزارین رو بی معرفتیم بهم میگن مگه وبلاگت مذهبی نیست
پس چرا درمورد سیاست ومسائل روزچیزی توش نداری خیلی ها خورده
گرفتن من فقط یه چیزی گفتم گفتم آدم باید دلش آماده باشه باید یه قطره
اشکه حسینیو زهرایی گوشه چشاش باشه تا بتونه حق ودرک کنه باید
بفهمه با علی چیکار کردن تا بتونه جلوی دشمنای علی زمانش قدعلم کنه
آدم بادل شکسته خیلی از کارارو میتونه انجام بده شهدامونم همشون
دل شکسته بودن همشون فاطمی بودن حسینی بودن ابالفضلیوحسنیو
امام زمانی بودن تا به اینجا رسیدن اون موقع شهدا موقع عملیات به هم
نمیگفتن این شبکه رو قطع کردن جلوشو گرفتن بحثشون این نبود
موقع عملیات یه دعای کمیل میخوندن با یه گردان جلوی چندتا گردان
قدعلم میکردن تا ما به اینجا رسیدیم حرفای دله نمیگم نباید اینا باشه
کسی نیستم که اینا رو بگم میخوام اینجا چیزایی نوشته میشه تا دل
اهلشو بلرزونه که اون موقع برای موفقیت اسلام دعا کنن همه باید
یه وظیفه رو به عهده بگیرن ما اون کاره نیستیم یعنی سوادشو
نداریم ما همین که بتونیم یه صدم درصد کمک کنیم کافیه ایشالله
که بتونیم هرکی روتخصص خودش کار کنه بهتره ...ببخشیدشاید
این حرفا ارزش خوندن نداشته باشه حلال کنین
التماس دعا
یازهرا

من که میدانم به دنیا اعتباری نیست بین مرگ وزندگی قول وقراری نیست
من که میدانم اجل می آیدوراه فراری نیست پس چرا یادت نباشم ای شهید
قرار بود زود برگردم نشد موندم قرار بود بچه ها برن طلاییه بهم گفتن نمیای
نمیدونم چی شد سوار ماشین شدم رفتم رسیدم چشمم به یکی از دوستام افتاد
بعداز سه سال دیدمش رفتم طرفش فقط همدیگرو نگاه کردیم بغضمون ترکید
نفهمیدم چی شد که یه ساعت گذشت طبق معمول وظیفه شناس بود رفت راهنمایی کنه
اولین حرفی که بهش زدم گفتم هنوز شهید نشدی خندید وگفت نزدیکه گفتم میرم
زیارت بعد برمیگردم نمیدونم چی شد دور یه ماشین همه جمع شدن گفتم حتما
یه زائری حالش بد شده بچه ها کمکش میکنن دیدم یکی صدام کرد داشت گریه
میکرد گفت بیا حجت نفهمیدم چطوری خودمو بهش رسوندم دیدم ...ای کاش نمیدیدم
دم آخر که ازش خداحافظی کردم یه سربند یازهرا بهم دادو گفت مواظبش باش
گفتم معلومه چیکار میکنی این سربندتو به هیچکس نمیدادی گفت بگیرش
امانت دار خوبی باش جلو چشامه میخوام برم خونشون باخودم کلنجار میرم چطوری
توچشای مادرش نگاه کنم جواب خواهرشو چی بدم همه بچه ها رفتن اما من نتونستم
یازهرا خودت کمک کن ...
سلام دوستان برگشتم با کلی حرف دل دلمو گذاشتمو اومدم...
شادی روح خادم شهید حجت الله رحیمی صلوات
التماس دعا
یازهرا

فاطمه سه ساله بود که پدرش شهید شد...
دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول
شده!!!
ولی هیچوقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به
او یاد بدهند که بنویسد «بابا!
یک هفته در تب ســـــــوخت. . . .

سلام به همه ی دوستای خوبم با اجازتون فردا صبح عازمم برای خادمی شهدا که احتمالا
تا اواسط فروردین ماه مزاحمتون نمیشم به یاد همتون هستم اگه لیاقتی باشه دعا یادم نمیره
دعا یادتون نره...
التماس دعا ...

رب انی استغفرک استغفارفیا واستغفرک استغفار رجاء
واستغفرک استغفار انابا
منطقه ما اینه ارزشی برای خودمون قائل نیستیم
دردرگاه خدا میایم در خونه خوبا ش به اونا قسمش
میدیم مارو ببخشه ما براش بندگی نکردیم هرچی به هفتم نگاه میکنم
قدر ناشناسی بوده امیدم اینه این هفته صبح جمعه تو زیارت عاشورا
کارم درست بشه این استغفارا تو توزیارت بعده زیارت امام رضاست
استغفار دوای همه درداست..
تامیتونی دره خونه خدا بگو غلط کردم محبتتم تودلا زیاد میشه
میگه اگه یه بار استغفار میکنی باحیا باشه با خجالت باشه..
تا میاد بی حیاایامون نا امیدمون کنه یادمون دادن استغفار
امیدوارانه داشته باشیم غلط کردم ملائکه دارن میشورنت
بذار اینا رو بگم اگه بچه هئیتی باشی وقتی جلوت میگن
حسین دلت میشکنه اکثرا اگه ببینی خواب میبینی توحمومی
هر وقت خواب دیدی حمومی میشورنت زیر دوشی تو آبی
بدون تجلی این هئیتاواین زیارتاست ..
واستغفرک استغفار رغبا..
عاشقانه صدات میزنم
واستغفرک استغفار رحبا..
با ترس صدات میزنم
واستغفرک استغفار ایمان..
واستغفرک استغفار ابرار..
توجیح نمیکنم همچیو گردن میگیرم
بعضیا خیلی بدن میخوان بندازن گردن کسه دیگه
میخوای گردن کی بندازی پدر مادر
ای بی معرفت..
رفقا باور کنین من یه چیزایی رو با یقین میگم بعضی از مشکلات
خانوادتو فامیلتو همکارتو همسایتو خدا منتظر تو دعا کنی درست کنه
انقد برا تو ارزش قائله یه ناله ای براشون بزن..
به نیابت همه ی استغفارا..
واستغفرک استغفار اخلاص..
خالصانه صدات میزنم
واستغفرک استغفار تقوا..
واستغفرک استغفارتوکل..
واستغفرک استغفارذلا..
ذلیلتم
واستغفرک استغفارحاملا لک منکه الیک وصل الا محمد وآل محمد(وعجل فرجهم)
وتوب الیه
بامن آشتی کن
تک خوری نکن زود بخواه برا کی؟
والا والدیه
شب جمعه ست بعضی پدر مادرا جاشون خالیه
به ما توبته وتتوب الا جمیع خلقک یا ارحم راحمین
یا من یوالسما بالغفور الرحیم صل الا محمد وال محمد(وعجل فرجهم)
اگه امروز ملائکه حرم امام حسین گفتن دیر اومدی بگو
حرم امام رضا بودم
به کسی چه مربوطه خوب یا بده واسه صاحب خونه مهمون اومده
اگه اون دوسم نداشت رام نمیداد میون سوخته دلاش جام نمیداد
آقاجون از راه دوری اومدم کمکم کن آقاجون خیلی بدم
هرکسو توحرمت میکشونی عاقبت به آرزوش میرسونی
عاشقی دردیه درمون نداره دله عاشق سروسامون نداره
انقدرعاشقارومیسوزونه تا یه شب کنار مولا بشونه
آخرش حاجتمومن میگیرم یه روز از عشق تو مولا میگیرم
یا امام رضا
دوسدارم که روی زانوت بمیرم
قربون کبوترای حرمت
آقاجون باور نمیکردم انقدر وقفه بیوفته باورنمیکردم جریمم انقد سنگین باشه
باور نمیکردم تو این همه سال بهم افع نخوره دنیا بعده رفیقام برام زندونه
کی حکمه آزادیه من میاد
به نگاهی تومرا مهمان کن نظری به من از احسان کن
توکه از حال دلم آگاهی
دیگر این خانه مرا تنگ بود زندگی بی شهدا ننگ بود
دوستانم همه ازدستم رفت دل به هر پاکدلی بستم رفت
حال تنها وغریبم چه کنم نفسه من داده فریبم چه کنم
میخوایم یه سلام بدیم به امام حسین از اون سلامای عاشقانه
که شهدا موقع شهادتشون میگفتن روتو کن طرف حرم
سرتو کج کن با خجالت سلام بده..

اسلام علیک یا اباعبدلله
....
اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مصابهم الحمدلله علی
عظیم رزیتی اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود وثبت
لی قدم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین الذین بذلوا
مهجهم دون الحسین علیه السلام..
زیارتتون قبول باشه ایشاا.. اول یه سر رفتیم امام رضا براته
کربلارو گرفتیم بعدشم اومدیم در خونه امام حسین امروز سالگرد کربلا پنجیاست
خدا خیرشون بده اگه میبینین
زیاد این روزا دمه خونه خدا گدایی میکنیم به خاطراینکه آخر ساله خودمونو پاک
کنیم بادله پاک سال جدیدو ایشاا.. شروع کنیم ..
حرف آخر:اگه این مطلب کامل خوندید قرارمون این باشه اجبار نیست اگه تونستیم
صبح جمعه زیارت عاشورا بخونیم همتون میخونین مطمئنم اما اینم حرف دله ما
بود که باید میگفتم ممنون که وقتتونو گذاشتین..
التماس دعا

خدایا اومدیم درخونت یکم دردودل کنیم تورو به حسین قسم گوش کن
بی مقدمه
خدا اون گناهایی که منو ازتو جداکرده ومنو بی حیا کرده اونا روببخش شاید
من از این بی حیای ی دست بردارم..
خدا اون گناهایی که جلو اشک منو گرفته اونارو ببخش..
خدا اون گناهایی که باعث میشه من غیر از امام رضا طرف کسه دیگه ای
برم اوناروببخش..
خدا اون گناهایی که باعث شده من کربلانرم من پاموتوخیمه ی آقام نذارم اوناروببخش..
اون گناهایی که نمیذاره دعای من به گوشت برسه اونا روببخش..
نمیدونم دیگه کدوم گناروبگم تو همه روببخش..
خدامنوبه طرف خودت بکشون..
خدامن به جزتوکسیو ندارم ضامنم بشه توبزرگی..
بذار همین جابهت بگم اگه ولم کنی کارام بهترازالان که هیچ بدترم میشه..
خدا اون موقع ای که میخوای از من تو اون تاریکی سوال بکنی خدا آسون بگیر..
(رفقا من که الان میخوام به حال خودم گریه کنم شما که دلاتون پاکه اما اگه مثله
منین ایناروبگینو به حال خودتون گریه کنین گریه پیش خدا وقتوساعت نداره
محرموغیرمحرم نداره )
خدا فکرشم نکن که بخوای بامن قهر کنی..
خدامن کسی ام که اومدم منو ببخشی من بدترین امتم من دربدرترینشونم..
دیگه بدبخترازمن پیدانمیشه که آقاش هی بگه بیا هی ازش آقاش فرار کنه
بهش بگه من نمیام توبرو..
گفتم چراقلبم دگربرتارذلفت گیر نیست سربرزمین افکندوگفت خودکرده راتدبیر نیست
گفتم که دیگرگوییا افتاده ام از عشق تو گفتا که یازهرا بگوای بنده هرگز دیر نیست
گفتم که دیگر گوییا افتاده ام ازچشم تو باغم نگاهم کردوگفت مولا زنوکرسیر نیست
خدا من هرچی بدی کردم تو اسم منو به خوبی قاطی خوبات جا انداختی من حالیم نشد
کوتاهی کردم خودمو توزنجیر دنیا انداختم اون آرزوها که بجز عذاب وکناه هیچی برام
نداشت منو ازتو گرفته..
خدایا یه وقت مشت منو جلو رفیقام وا نکنی..
خدا من توخلوتم به جای اینکه توروصدابزنم هر کثافتکاریی که بگی کردم اماتوبرو نیوردی
منوبخشیدی..
من دارم جار میزنم ازت جدا شدم روتو برنگردون منو برگردون..
الهی وربی من لی غیرک
خدا من برگشتم درخونت ببین باچه زبونی دارم میگم..
مولام گفته من تورو اینطوری صدابزنم..
خدا ازم بگذر همین اشکی که روصورتمه ازصدتا کتک برام بدتره که بخوای آبرومو ببری
هروقت بدی کردم تو باخوبی جواب دادی..
عذاب بدتر ازاینکه من بگم دل ندارم به دادم برس
من تواین دنیا فقط سوزوندم ترسم اینه که تواون دنیا تومنو بسوزونی
دیدی وقتی بچه به دنیا میاد تو یه گوشش اذان میگن تو یه گوشش اقامه
یعنی اول وآخرش دم این خونه بندیم..
تامیمیره دم گوشش میخونن افهم اسما..
منو تنها نذاریا
خاک برا اهل دنیا سرده براتو که سرد نیست
ببین همه رفتن تو بیا
تو دنیا که نیومدی بالاسرم تا لهدوچیدن بیا

آقا امید منو نا امید نکنیا
هیچکی این حرفو نمیزنه ها اما من از طرف خودمو
چندتا از اونایی که دلشون مثله منه میگم بیا ماروبکش
فقط بیا یه مامله کنیم بذار اون دمه آخری که دارن منو میذارن توقبر
یه دوقطره اشکم روصورتم باشه اگه سینه زناتو گریه کنات دمه آخر تورومیبینن الهی
الان دمه آخر من باشه این زندگی بی تو نمیچسبه یا امام زمان پاشو بیا برس به داد ما
اگه تو دسته منو نگیری دره این خونه گره بزنی کارم خیلی خراب میشه آقا
امسال فاطمیه بیا تکلیف مارو معلوم کن آقا به خدا قسم از جمعه توهئیت وقتی رفیقم گفت
فقط بخاطر این میام تو هئیت که بمیرم الانم که دارم مینویسم ازش میخوام اگه لیاقت گریه
ندارم فقط این نیتمونو یادش نره یه شب بشه که تو روضه امیرالمومنین جونمونو بگیرن
فراغ آقامون ماروکشته جمعه های فاطمیه رو دارم از دور میبینم خوشبحال اونایی که
آقاشون تو فاطمیه بیاد بهشون سربزنه خاک بر سرمن سحرا از خواب زورکی بیدار میشم
اونم یکی در میونه به زور بیدار میشم که بخوام دو رکعت نماز
عشق بخونم حرف دلم اینخدا
دیگه حرف نمیزنم فقط یه چیزی همه ی رفیقامم دستشونو بلند کردن
طرفت تروبه حق امامرضا
دسته هممونوبگیر..
یا زهرا خانوم جان ممنونتیم که هنوز هوامونو داری...التماس دعا

قبل از اذان صبح برگشت پیکر شهید همروی دوشش بود خستگی در چهره اش
موج میزد برگه مرخصی راگرفت بعداز نماز به همراه پیکر شهید حرکت کردیم.
خسته بودوخوشحال.میگفت:یک ماه قبل روی ارتفاعات بازی عملیات داشتیم.فقط
همین شهید جامانده بود حالابعداز آرامش منطقه خدا لطف کردوتوانستیم اورا بیاوریم
خبر خیلی سریع رسیده بود تهران همه منتظر پیکر شهید بودند روز بعد از میدان
خراسان تهران تشییع باشکوهی برگزار شد.
میخواستیم چند روزی درتهران بمانیم اما خبر رسید عملیات دیگری در راه است
قرارشد فرداشب ازجلوی مسجدحرکت کنیم.
بعداز نماز بود .با ساک ووسایل جلوی مسجد ایستاده بودیم .با چند نفر از رفقا
مشغول صحبت وشوخی وخنده بودیم .پیر مردی جلو آمد.اورامیشناختم .پدر شهید
بود همان که ابراهیم پسرش را ازبالای ارتفاع آورده بود.
سلام کردیم وجواب داد.همه ساکت بودند.انگار میخواهدچیزی بگویداما!
لحظاتی بعد سکوتش راشکست .آقا ابراهیم ممنونم.زحمت کشیدی اما پسرم!
پیرمرد مکثی کردوگفت:پسرم ازدست شما نارحت است!!
لبخند از چهره همیشه خندان ابراهیم رفت.چشمانش گردشده بود از تعجب!
بغض گلوی پیرمرد راگرفته بود.چشمانش خیس از اشک بود صدایش هم لرزان وخسته:
دیشب پسرم را درخواب دیدم می گفت:درمدتی که ما گمنام وبی نشان بر خاک جبهه
افتاده بودیم هرشب مادر سادات حضرت زهرا (س)به ما سر میزد اما حالا دیگر چنین
خبری برای ما نیست میگویند شهدای گمنام مهمان ویژه حضرت زهرا(س) هستند.
پیرمرد دیگر ادامه نداد سکوت جمع ماراگرفته بود به ابراهیم هادی نگاه کردم.
دانه های درشت اشک ازگوشه چشمانش غلط میخورد وپایین می آمد میتوانستم
فکرش را بخوانم.
ابراهیم هادی گمشده اش را پیدا کرده بود:گمنامی
ای کاش من هم گمنام بودم...

سلام ای مهر بر روی تو پیدا رخت پنهان وانوارت هویدا
امام زمان
الاهی خانه ات آباد سلام ای خانه ات دلهای شیدا
سلامم برنمازوبرسلامت سلامم برقنوت وربنایت
سلام من به لبخند ملیحت به اشک وگریه هاوهای هایت
کدوم لبخند اون لبخندی که وقتی اسمه منو تورو تو فهرست مهبینش
میبینه یه لبخند میزنه میگه این چه شیعه ی خوبیه حرف گوش کنه
تابعه پای کاره اما من همش توعمرم فقط گریتودراوردم چقد من کارای
بدردنخورکردم دلتوشکستم خدامنودرست کنه..
دعاکردی منه بی معرفت را به قربان مناجات ودعایت
رکوع وسجده ات تفسیرمعراج سلام من به مهر کربلایت
به گرد راه خودام یک نگاهی نشسته گرد غم برشانه هایت
عزاداری عزادارم به حزنت به قربان پرشال عزایت
منه نالایقوهمراییت کاش بیایم کربلا ازردپایت
جمعه گذشت
همه مانند زهرا نوحه خوانند ملائک سینه زن در آسمانند
دراین بزم عزا مامیهمانیم ابالفضل وشهیدان میزبانند
بهم گفتن تومطالب مهروصفرت که میگردیم اثری ازحضرت
ابالفضل نمیبینیم ازم ناراحت شدن منم دنبال بهانه بودم
بسم الله
هرکی به لیلای دله خودش
فقط میخوام قبله اینکه مطلبه اصلیوبنویسم یکم میخوام با آقا
قمربنی هاشم دردودل کنم میخوام از طرف همه بنویسم یاعلی مدد
آقاجان
پدرم شود به فدای آن بدنه به خاک تپیده ات
پدر پدر خدا فرمود ازهمتون خواهش میکنم اگه مشکلی تو نوشته
هام میبینین بهم بگین خدافرمود اطیعوالله واطیعورسول دوتا اطیعو
به کار میبره درقران اماتوموضوع شکر یه فعل درمورد خودش و
پدرمادر به کار میبره وشکرولی ولوالدیک شکرمنو پدرومادرتو به جا بیار
اگه پدرومادر نبودن ما اینجاکارمون چی بود خدا خیرشون بده مارو عاشق
بار اوردن چقد بابات دستتوگرفت برد روضه چقدر به بابات مدیونی چقدر به
مادرت مدیونی هیچی پدر مادر نمیشه خیر دنیا وآخرت ومیخوای ببینی بگو چشم
پدر مادر بدم باشن تونمیتونی اوف بهشون بگی نمیتونی ترش کنی اما همین پدرو
مادر درموردش به قمر بنی هاشم میگی
پدرم شود به فدای آن بدن به خاک تپیده ات
بابام فدات بشه
همچی که بچه به دنیا اومد بچه های فاطمه کوچیک نبودن امام حسین تقریبا
بیستودوسه سال از عباس بزرگتر بود زینب حدود بیست سال همه خونه ی
ام البنین جمع شدن دورسفره نشسته بودن مردم شهرم میگفتن خدا به ام البنین
یه پسری داده دیگه توجهی به بچه های فاطمه نداره خیلی ناراحت شد بی بی
ام البنین یه روز که همه مهمونش بودن رفت بچشو اورد شروع کرد دور سفره
چرخیدن گفتن داری چیکارمیکنی گفت آقا بچم فدای بچه های فاطمه ...
آخر یه جارسید بی تابی میکرد آقا لباس رزم پوشیدصورتشوپوشوند امیرالمومنین
بهش گفت بزن به لشکر وقتی حرکت کرد گفتن خوده علی اومده همه فرارکردن
برگشت موندن این جوون کیه با صورت پوشیده چهارده پونزده سالش بودصورتشو
واکرددیدن قمر منیر بنی هاشمه گفتن آقا ماشالله میشه یه بار دیگه بفرستیش فرمود
نه هذا ذخرالحسین این ذخیره ی حسینمه این میدونش مونده ...
رمقی برتن خود حضرت آب آور داشت شیر بی دست فقط یک نفس دیگرداشت
تنش از دور شبیه شب نخلستان بود پای هر نخل ولی چشمه ای از خون تر داشت
ازپر ساقعه ی هرتیرکمی خون میریخت چقدرساقعه ی تیروچقدر شب پر داشت
پنهان شدن ازترس که هنوز از دور قامت زخمیه او جاذبه ی حیدر داشت
قدمی پیش نرفته به عقب برمیگشت هرکه در ذهن خودش خاطره ی خیبر داشت
شعله ور بود دله سوخته اش میدانست که حرامی پس از او پنجه ی قارت گر داشت
یک طرف منتظر آمدنش زینب بود که به هر خیمه ی بی کس دوسه تا دختر داشت
یک طرف منتظر رفتنش اماخونی که فقط نیت آتش زدنه معجر داشت
دوطرف چشم به راهن ولی در این بین مادری رفت به خیمه پسرش را برداشت
ناگهان خش خش پاییو صدایی آمد یک تنه انگار دله شیر از آن لشکرداشت
یک نفر داشت به بالین سرش می آمد وهنوز اورمقی سوخته در پیکرداشت
قوتی بر سرزانوی علمدار رسید کتف از خاک جدا کردو سرش را برداشت
گفت بگذار که پیش از تو حسینم آید چشم وا کرد همان چشم که زخم تر داشت
مادری دید که آغوش گشوده پسرم علقمه بوی کبود گله نیلوفر داشت
به دلش بود بیاید به سرش ام بنین حال بادسته شکسته به سرش مادر داشت
شانه میزد به سر وگیسوی خون آلودش ناگهان از دامن او نیزه سرش را برداشت
هنوز بستت نشده
مشک رهاشده چشم تیر خورده دست افتاده بابا اصلا تصورش آدمودیوونه میکنه
اومد نامردی پاشو گذاشت روپای عباس اسبو نگه داشت عمود تودستش بودعمود
تقریبا دوزراست یه چیزی مثه میله گرده ولی زخیم گفت عباس تویی امروز هرجوری
میخوایم به حسین برسیم تونمیزاری عباس رو اسب نشسته بود با پاهاش خودشو نگه داشت
دستی نداره دهنه ی اسبوبگیره گفت برو اون موقعی ای که دست داشتم میومدی گفت
دست نداری من دارم عمودو بالا اورد چنان زد یه وقت دیدن ماه ام البنین باصورت
روزمین افتاد تیر توچشم بود فرو رفت ...
روسرت جای عموده فاطمه پیش تو بوده
دیدی حالا من میگفتم رخ مادرم کبوده
مصیبت بی امونه رقیه روضه خونه
به خدا شرمنده ام من قصد ناراحت کردنه کسیو ندارم به خدا نمیتونم جلوی دلمو بگیرم
یه جمله مینویسم حاله منو که عوضکردایشاا.. یه مسکنی باشه رواین نوشتم
یا مهربان
من فقط عشقوتوی دلای ابالفضلی دیدم
خیلی وققتتونو گرفتم بازم میگم شرمنده ام دعا یادتون نره تروخدا دعا کنین ..دعای فرج..
التماس دعا
تقدیم به عاشقان قمربنی هاشم(یاس تنها)...
شرمنده بابت تاخیر...

نام: انسان
نام خانوادگی: آدمی زاد
نام پدر: آدم
نام مادر: حوا
لقب: اشرف مخلوقات
نژاد:خاکی
صادره از دنیا:خاکی
ساکن: کهکشان راه شیری، منظومه شمسی،زمین
مقصد: برزخ
ساعت حرکت و پرواز:هروقت خدا بخواهد
مکان: بهشت اگر نشد جهنم
وسائل مورد نیاز:
دومتر پارچه سفید
ایمان،تقوی،عمل صالح
انجام واجبات،ترک محرمات
امر به معروف ونهی از منکر
نماز اول وقت
دعای پدر ومادر ومومنین
ولایت امیرالمومنین وائمه اطهار
خواهشمند است نکات زیر را رعایت کنید:
جهت رفاه حال خود خمس وزکات را قبل از پرواز پرداخت کنید
از آوردن ثروت،مقام،منزل،ماشین و غیره حتی داخل فرودگاه جدا خودداری کنید
به بستگان خود تذکر دهید که از اوردن دسته گل های سنگین،سنگ قبر گران قیمت وتجملاتی
خودداری کنید...
حساب پس انداز خود را قبل از سفر با تقسیم قسمتی از اموال خود بین فرزندان وفقرا و امور خیریه
تکمیل نمایید...
از آوردن بار های اضافی و دردسر ساز مانند حق الناس-غیبت-تهمت-دروغ و..خودداری کنید
برای کسب اطلاعات بیشتر با قرآن و اهل بیت تماس حاصل فرمایید
شبانه روزی-رایگان-مستقیم و بدون وقت قبلی
شماره های تماس:
آیه186سوره بقره،آیه45سوره نساء-آیه129سورهتوبه،آیه55سوره اعراف،آیه2و3سوره طلاق و تماس
با14معصوم علیهم السلام..
امیدواریم با رعایت نکات لازم سفری خوب همراه اسایش و راحتی کامل داشته باشید
سرپرست کاروان حضرت عزرائیل-ع

این ایام غم وغصش زیاده میخوام یکی یکی براتون بگم یکیش شهادت پیغمبره
مردم تاریخ فریبمون دادتاریخ عالموفریب دادپیغبر نستجیربالله به مرگ طبیعی
ازدنیانرفته حدیثاخودشون زیادن که مرگ ماشهادته پیغمبروزهردادن پیغمبرو
اون عایشه ملعونه زهرش دادبه دستور پدر ولدازناش ودومین حروم زاده ...
یکی غمه یتیمی حضرت زهراست یکی غمه کفن خونی امام حسنه یکی غم
کوچست رفیقا این غمه کوچه یعنی همه غمای عالم یکی غم اینه که باید با
پیرهن مشکی خدافظی کنیم یکی هم ماله بعضیا اما شایدم ماله همه باشه
اینه که دوماه از محرم وصفر گذشت ولی ما هنوز کربلا نرفتیم هرچی آلوده
تر امام حسین زودتر میخره همه حرما باید غسل زیارت کنی بجز حرم اباعبدلله
ماه محرم وصفر تموم شدخوشبحال اونایی که قشنگ گریه کردن خوشبحال اونایی
که تواین دوماه دلشون با امام حسین بودودنبال اینو اون راه نی افتادن ...
اول محرم شد گفتیم الاهی قبله اینکه زینب برسه کربلا یه بلایی سرمون بیاد
نشد گفتیم الاهی شب سوم تا اسم بی بی رقیه نیومد نوز خرابه نرفته خرابشه زندگیمون
بازم نشدشبا یکی یکی تموم شد رسید به شب تاسوا گفتیم یا امشب یا فردا که تاسواست
برا ابالفضل میمیریم بازم نشد رفیقا شد روز عاشورا همه کسه زینبو گرفتن ولی مارو
ازخودمون...گفتیم حالا راه می افتیم دنبال کاروان حضرت زینب اومدیم تا شامم
اومدیم روضه هاشو شنیدیم تو کوچه بازار چی سرش اومده بازم صاف نشستیم
یادمون رفت سه صفر رفتیم گوشه خرابه مهمونمون کردن اما...
این مطلب برا اوناست که با محرم انس گرفتن حالا عزا گرفتن تا سال دیگه
آیا زندن یامرده یعنی خدا میزاره ما زنده باشیم یه سال دیگه هیچ راهی پیدا نکردیم
بجز این روزا بیاییم با حسین برا مادرت ناله بزنیم ..
بوی فراق میدهت این گریه های من یارب عزا گرفته شال عزای من
شرمنده ام که از غم زینب نمرده ام بگذر زمن توببخش این خطای من
یابن الحسن
گفتن عمه جانت اومد لبه گودال مانشستیم بروبر نگاه کردیم قربونت برم
تازه تواین پیرهن جا خوش کرده بودیم حالا باید کم کم پیرهن مشکیامونو در بیاریم
ای خوش حساب مزد مرا زودتر بده آقابگو چه شده این کربلای من
چی شدآقا اما الان نیومدم برا غمای خودم ناله بزنم شنیدم این روزا مدینه
خیلی شلوغه شنیدم میخوان علی رو واویلا شنیدم کاری کردن که امام حسن
داره روزی هزار بار آرزوی مرگ میکنه چی به روزه زینب اومده چی دیده
توکوچه که اینجور پریشونه صدا زد من حسینم:
حسینم این همه برسینه آزرم مزنید نمک به دل غم پرورم مزنید
دراین مدینه همین جا سر مرا ببرید اما قلاف تیر به بازوی مادرم مزنید
این روزا هی زینب ذکرش اینه وای مادرم وای مادرم ...
بسم الله الرحمن الرحیم
اسلام علیک یا ابالحسن
یاعلی بن موسی
دستم به روی سینه برای ارادت است این بارگاه قدس امام کرامت است
حتی اگر که دورترین راه تا حرم دائم دلم کنار تو گرم زیارت است
فرقی نمیکند زکجا میدهم سلام تومیدهی جواب مرا اصل نیت است
فرقی نمیکندکه کجای حرم روم حتی نگاه کردن گنبد عبادت است
تقصیرمانبودکه دیوانه ات شدیم این از اشاره های نگاه محبت است
برروی خشت خشت دلم جای دست توست
یعنی که دست های تو بانی خلقت است
(بی بی جان یا حضرت معصومه شما منو ببخشید)
آقا کجای آن حرم افتاده ای زمین هرروزمازداغ تو روز شهادت است
دردودل امام رضا با امام جواد
کجایی جوادم بیا برس به دادم
شوق دیدن توست اگرکه جون ندادم
روی خاک حجره تنهایی اشک میریزم
برای غریبیم گریه کن ای عزیزم
لحظه های آخر نمیخوام رو پای تو سر بزارم
تاکه مثل جدم روخاکا غریبونه جون سپارم
اونکه توی گودال با شمشیرگرگا به جونش افتادن
هرچی گفت که تشنم نامردا یه قطره آب بهش ندادن
روی خاکا سرم روضه ی آخرم وای حسین مادر ندارد
بزار حرفه اصلیوبزنم نمیخوام سدفیض بشم منم اومدم دردودل کنم
اونی که امام رضا به خاطرش توکوچه زمین خورد اون زهری بود
که باعث شد علی بن موسی الرضا همین که اومد بیرون از کاخ
مامون ملعون همچی که پاشو توکوچه گذاشت یه دست به دیوار گرفت
همچی که دست به دیوار گرفت صدازدوای مادرم نمیدونم چون امام رضا
مادریه چون میگن خیلی گره ی کور به کارت می افته میخوای امام رضا
بهت نگاه کنه اسمه مادرشوببرنمیدونم شاید اینجوریه که حرفای منداره
میره مدینه میخوام ببرمت یه جایی که شک ندارم دلت میلرزه زهر کاری
کرد که امام رضا توکوچه زمین بخوره منوببخشید تومدینه یه خبر باعلی
همین کاروکرد تا به علی خبر دادن بی زهرا شدی من نمیگما برو کتابو ورق بزن
بیت الاحزان شیخ عباس قهرمان خیبره تا بچه هارو دید گفتن بابا بیا بی مادرشدیم
میگن علی با صورت رو زمین افتاد نه یه بار نه دوبار تارسید به خونه هفت مرتبه
روزمین افتاد..تودلت بگو یازهرا...رفیقا فاطمیه نزدیکه نزدیکه نزدیکه..التماس دعا

خسته شدم بریده ام آقا شتاب کن یا انتخاب کن بخرم یا جواب کن
برگشتنم همانوفنا گشتنم همان هرچه پل است پشت سرمن خراب کن
رویم سیاه روز قیامت به جای من توبنشینوباخدا توحسابوکتاب کن
نامه مرا عزیزمیندازی ازقلم لطفی کنوبهشت حضوروغیاب کن
من میترسم
چله نشینه میکده ی روضه ام کنو این قوره های اشک مراهم شراب کن
مهشروبال گردنتانم حلال کن دسته مرا بگیرو دوباره ثواب کن
یا صاحب الزمان
دراین بساط گریه مرا سیر میکند آتش بزن بیا جگرم را کباب کن
(این یه بیتو چند بار بخون کیف کن)
حالا که خرج کرببلایم به پای توست از سهم الرث مادریه خود حساب کن
مهمترین اصل تو فهمیدن مطالب تجسمه تجسم کن ارباب زمینو آسمان روی خاک
صدا از تشنگی به خس خس افتاده یکی اگه تشنه باشه گردوغبار رو حنجرش نشسته
باشه صداش گرفتست هرکی طاقت نداره نخونه صدای آروم گفت تو منو نکش بیچاره
میشی ...یه غزل هشت بیتی به عشق امام رضا:
غریب ماندیو لشکر در برابرت ای وای اسیر کرده مرا دست خواهرت ای وای
دیدن یکی داره میاد یه لا پیرهن تنشه آخه قبل اینکه عمو بره همه رخت اسیری تن کردن
یه آستینش کنده شده داره میاد ...
سه شعبه کرد سه شعبه دله شریفت را رسید ناله ی جانسوز مادرت ای وای
شبیه برکه ی صدچشمه گشته این گودال ززخم های وجود مطهرت
توزنده هستیومرکب زکینه می تازد سوارهای حرامی به پیکرت
توغرق به خونیو دعوا شده به پا لین سو چوگرگ های گرسنه سر سرت ای وای
هر آنچه بود به دستم همین دو بازو بود خجالتم به خدا پیش مهظرت ای وای
رهاست بین زمینو هوا عمو دستم بگیر دست یتیم برادرت ای وای
به سینه تنگ بگیرم که تشنه ی تیرم عموگرفته نفس های آخرم ای وای
عمو چگونه ببینم که دردل گودال نشسته تیر به گودی حنجرت ای وای
اونقده دلشوره داشتم تا به اربعینت رسیدم الانم یه کم از تربت کربلا گذاشتم سرزبونم
دلشوره داشتم چون میترسیدم تو این چند روز کاری کنم که بهم بگی توهم تنهام گذاشتی
یه وقت بهم نگی برو هرچی دوسداری بگو اما نگو برو خودت بهتر میدونی تودلم چه خبره
بچه ها معرکه ی عشق شروع شد از اربعین تا شهادت امام رضا به خدا وقتی اسم امام رضا
میاد سرزبونم بغض گلومومیگیره دسته خودم نیست باید بگم اینو اگه شده توهمه مطلبام میگم
خدایا شکرت زنده بودم امسال اربعینو دیدم خدایا میشه توشهادت امام رضا من دلموبدم به امام
زمان میشه تواربعین دستمونوبگیری اینو از طرف همه میگم آقا جان همه ی دوستام یه چیزایی
تودلشونه که فقط به دست تو وا میشه توروبه حق مادرت فاطمه دستمونو بگیر من
همیشه دستم طرفت درازه بهم میگن تو که انقد گدایی میکنی پس چرا جوابتو نمیدن
آقا به خدا دلتنگم به حضرت زهرا دلتنگم بزار یه بارم شده چشام بهش بیوفته
چه حکمتیه به خدا ناشکری نمیکنم اما دلم خیلی پره...التماس دعا ...

این مطلبوشاید شنیده باشین یاگوش داده باشین به خاطر این که خیلی با دله من بازی کرده
نوشتم ایشاا.. دلای شماهم هوایی بشه..
پنجره زیباست اگر بگذارند چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگربگذارند
میخوام از طلاییه بنویسم اگه کسی رفته باشه حرفامو خوب درک میکنه اینجا علقمه
علمدار خمینی حاج حسین خرازییه اینجاهمون جاست که دست حسین خرازی فرمانده
پیروز لشکر چهارده از تنش جداشد اینجا همون جاست که سر حاج ابراهیم همت سردار
خیبرازتنش جداشد اینجاهمون جاییه که حاج مهدی باکری وقتی ردمیشدشب اول عملیات
دیدجنازه برادرش حمیدباکری افتاده ردشدورفت هرچی فریادزدن آقامهدی جنازه حمید
برگردون گوش نکرد آخردرمقابل اسرار فرمانده از پشت بیسیم جواب داد آخه اینای که
اینجان همشون حمید باکری ان کدوم برگردونم خواهر باکری میگه ما سه تا برادر داشتیم
هرسه تاشون شهیدشدن هیچکدومشون جنازشون به مانرسید اینجا طلاییست جوونا شما
عیدتون چیه که میاین اینجا میشینین اینجا که یه تیکه درخت نداره نه دریاست نه کیشه
اگه برگردین مدرسه ودانشگاه میخوایین بگین ما کجا بودیم چیزی دارین بگین میگین
که مارفتیم توبیابون لباس عیدمون چاذر سیاهمون که نشانه حضرت زهراست خاکی
کردیم اومدیم اما تو طلاییه من براتون میگم کجا اومدین وقتی از اینجا برگشتی سرتو
بالا بگیری وقتی میبیننت بهت بگن تو عیدکجابودی انقدبوی خدامیدی بهشون بگوما
رفته بودیم قطعه ای از بهشت مگه بهشت غیر از اینه اگه امسال عید شهدا دعوتتون
کردن رفتین خداروشکر کنین چون شهدا دلاتونوبوکردن گفتن چقد قشنگ محرم
عزاداری کردی دلاتون بوی حضرت زهرا میده حیف شما نیست ایام عید برین آلوده
بشین بیایین خونه ی ما بریم یه گوشه ای که حتی موبایل شماهم دیگه آنتنی نمیده از
دنیا شمارودور بکنیم تا راحت بشینی یه دل سیر گریه کنی مگه شما مشکل ندارین
هممون دلمون از یه جا رونده شده تابریم طلاییه چرا طلاییه آخه اینجا مقر ابالفضل
العباسه میدونی چرا اسم اینجاروگذاشتن مقر ابالفضل العباس چون بچه ها وقتی تفحص
کردن طلاییه رو چون طلاییه خیلی شهید داره که هنوز پیدا نشده خیلی از این بچه ها
هنوزجنازه هاشونو به ما نشون ندادن بچه های تفحص چندروزگشتن هیچی پیدانکردن
گفتن مثه اینکه شهداباماقهرکردن لیاقت نداریم یه پلاک ببریم دله یه مادر مفقودالاثره شاد
کنیم یه نفر گفت بیایم به قمر بنی هاشم متوسل بشیم نشستن رو این خاکا متوسل شدن به
دستای بریده علمدار کربلا درسته عباس دستاش قعطه اما باب الحوائجه
خوده حسینم توکربلا هرجا کارش گیر میکنه به عباس متوسل میشد بعد
از توسل پاشدن این خاکارو کنار زدن دیدن یه جنازه زیر خاکه اوردن بیرون
دیدن اسم این شهید عباسه شهیدعباس امیری گشتن یه شهیده دیگه روپیداکردن
دیدن یه دستش تو یه عملیات دیگه قطع شده یه دستشم مصنوعییه بیرون کشیدن
دیدن اسمش ابولفضل ابولفضلیه فهمیدن اینجا خیمه گاه قمربنی هاشمه پدر شهید
میگفت پسرم اومده بود مرخصی انقد عجله داشت برگرده روزه آخرگفت باباجون
انقد دلم برا علی بن موسی الرضا تنگ شده دوسداشتم یه بار دیگه برم مشهدزیارت
باهمون حسرت رفت جبهه شهید شد جنازشم برنگشت بعدازسال ها زنگ زدن بیایین
بچتون تو معراج شهداست شناسایی کنین ببرین میرن وقتی صورتشو میبینن میگن
آقا این بچه ی ما نیست پسر ما اصلا این شکلی نبود تحقیق میکنن میگن ببخشید
جنازه پسرتون اشتباهی رفته مشهد امام رضا ..امام رضا خاطر خواه این بچه هاست
یکی از راویا تعریف میکرد گفت یه سال یه کاروان اوردم بین اینا یه دختر دانشجو بود
توراه رفتیم شلمچه مسخره کرد فکه مسخره کرد اوردیم طلاییه مسخره کرد تو طلاییه
خاک تبرک دادم دست این بچه ها دادم دسته این خاکوپرت کرد گفت این چه مسخره بازییه
تحویل نگرفت شب رفتیم خرمشهر خوابیدیم دیدم اول صبح یه نفر داره درومحکم میزنه
دروباز کردم دیدم همین دختره دیدم گریه میکنه میگه منو زود ببر طلاییه گفتم تو که
میگفتی مسخرست گفت شب خواب دیدم یه شهیدی از طلاییه اومد به خوابم گفت تو
میدونی اونایی که میان طلاییه رو ما یکی یکی میریم دره خونشون دعوت نامه بهشون
میدیم کی تورو راه داده خونه ی ما اومدی اوردمضش طلاییه تارسید پابرهنه شد دویید
تواین خاکا خودشو میزدوگریه میکرد ..حالا خیالت راحت باشه بهت گفتن عید کجا بودی
بگو رفتم قطعه ای از بهشت اونجا همش میگفتیم خدا فقط خدا...زیارت قبول..
خیلی از حرفارونتونستم بزنم اگه نرفتین برین اگه از خدا دور شدین برین اگه دلتون
بارون میخواد برین اگه دلتون ابالفضل میخواد برین اگه تنهایین برین ایشاا.. باهم
همسفر بشیم شاید دعوت نامه نرسه دستتون لااقل امسال دلمونو پر بدیم طرفشون تا
تا دستمونوبگیرین...پس هرکی دوسداره الان این کارو انجام بده یه بلیط بگیریم ازخدا
ازهمین الانم باید بگیری چون جا پرمیشه ایشاا.. سال تحویل طلاییه...

سلام دوستان این مطلب شاید ناراحت کننده باشه
اگه دوسنداری غم تو دلت بشینه غم که نمیشینه
به خودت میای اگه دوسداری بخون اجبار نیست..
(خودمومیگم)
ازبس گناه میکنم انگارغافلم
فرقی نمیکند که تونزدیکی یا که دور
من درغم تو وصله ی ناجورم ای دریغ
تو وصل میکنی دله مارابه خود ...
وقتی میگم یا صاحب الزمان واقعا دلم میلرزه یه سالمو
اگه نگاه کنم وصله ی ناجورم کارای یه سالمو ببینم به شما
نمیخورم اما وقتی محرم وصفر میاد تومنو به خودت وصل
میکنی بیا یه پیرهن سیاه تنت کنم بیا مادرم قران گرفته از
زیرقران رد شوبرو هئیت بیا مثه خودم شو بیا دوماه بامن
گریه کن بیا یه جایی برو همه دارن ناله میزنن توهم خودتو
بنداز وسط ناله کنا اونایی که یه ساله منتظرن یه نفس عمیق
بکش با امام زمانت بگو آی حسین...
میخوام حرف اصلیو بگم دل نداری برو رفتیم زیارت امام زمان
اما من هنوز عقده ی عاشورا تودلمه میخوام از عاشورا بگم اگه
میمونی صبرتو ببر بالا ...
امام حسین دوبار برای آب اوردن به میدان رفتش یه بارش باعباس رفت
یه بار تنها رفت همه ی مقاتلو بگردی تو بعضی از مقاتل هست آقا خودش
برای جنگ رفته از هفتادوزخم تا چهار هزار زخم نقل کردن که به بدن
حضرت وارد شد کمترینش هفتادوزخمه علامه مجلسی نوشته هزارتا به
بالا تا چهارهزارتا من از شما میپرسم یه بدن چقد جای زخم داره فک نکنی
زخمای جدید بوده بعضیا زخم رو زخم میزدن نیزه رو جای نیزه میزدن
امام حسین جنگیده شنیدی حضرت روزه بوده شنیدی حضرت سه چهارروز
آب نخورده ایشاا.. خدا صبر بده به امام زمان آقا منو ببخش قربونت برم
اربعین بیا یه دست رو دله این جوونا بزار تواین جوونا منم نگاه کن...
آقا جان من با چشای خودم اربعین سال گذشته دق کردن
چندتا از عاشقاتو دیدم ایشاا.. قسمت کما بشه برا تودق کنیم
حضرت خستست روی زین اسب به شمشیر تکیه داده یه
خورده استراخت کنه نانجیب صدازد نزارین حسین استراحت کنه
شروع کردن تیر باران کردن من فقط میگمو میرم تو کاره خودتو بکن
پیشونیه حسینو با تیر زدن خون جاری شد حضرت کمربندوباز کرد
پیراهنو بالازد حرمله نشست روکنده ی زانو یه تیر مسموم زد
این همون تیریه که خواهرش اومد تو گودال اول نگاش افتاد به جای
تیرگفت داداش کاش این تیرو به قلب زینب میزدن رگه حیاتمو بریدن
آخ حسین...
هرکاری کرد خدایا صبر بده چه جوری تیرو دراورد همچین که تیرو دراورد
دیگه رمق نشستن رو اسب نداشت اسب حیوون باهوشیه تربیت شدست
ذوالجناه فهمید چه بلایی سره آقاش اومده میگن آروم اومد جلوی گودال
دستاشوزمین زد خم شد آروم حسینو انداخت رو خاک همچین که حسین
افتادزنو بچه دویدن وای حسین جلوی همه زینبه فدات بشم خانوم جان
یه زن این همه داغ ببینه آقا روخاک افتاده زینب اومد وسط میدان روکرد
به طرف عمربن سعد تو داری نگاه میکنی حسینه من روخاک افتاده رو
کرد به لشکر کوفه یه مرد تو شما پیدانمیشه یه مسلمون پیدا نمیشه
تو بعضی از مقاتل میگن این حرفه زینب عمرو تکون داد یه قدم اومد
عقب تا اومد عقب اون بی حیا اومد جلو شمرومیگم گفت دیگه کارتو
نیست ازاینجا به بعده حسین کاره منه برو کنار شمر اومد وای وای
آقا وقتی دید شمر داره میاد بی رمق یه نگاه به خیمه ها کرد آقا دیگه
فهمید آخرای کاره گفت زینبم برگرد دیگه نبینی این صحنه روتوباید
زنده باشی زینب برگشت شمر اومدتو گودال دلشو داری بگم یانه
با پنج تا سلاح اربابه مارو کشتن یکیش تیره یکیش شمشیره یکیش
نیزست یکیش سنگه آخری ماله الانه آخری زخم زبونه غیرتیا بمیرن
شمر اومد یه نگاه کرد دید آقا لباش خشکه گفت پاشو پسره علی
شنیدم بابات ساقیه کوثر بوده ای وای از جانبازا بپرسین تشنگی با آدم
چیکار میکنه شیخ جعفر شوشتری گفته میگه عطش چند عضو حسینو
از کار انداخت اولیش لبای حضرت بود دومیش زبان حضرت بود
سومی زانوهای حضرت بود چهارمی چشای حضرت بود پنجمیش
جیگر حضرت بود شمر اومد تو گودال دید حسین داره زبان دور
دهان میچرخونه شروع کرد تعنه زدن بگو بابات بیاد سیرابت کنه
نشست روسینه یا الله یا الله یا الله دوستم بهم میگه جان مادرت ننویس
دیگه باشه اسم مادرم اومد حرفم تمومه فقط یه جمله حسین تشنه بود
وقتی از گودال اومد بیرون حرف اصلیمو نزدما وقتی اومد بیرون
میگن اون حلال کی بوده نمیدونم یه ظرف آب داشت میبرد گفت
کجا میبری آبو مگه نشنیدی حسین تشنست گفت نمیخواد بیای
خودم سیرابش کردم..آقا جانم ایشاا.. برات بمیرم...التماس دعا

سلام خواهشا کامل بخون دردودل حضرت زینب با برادرشه اگه دلت شکست دعا یادت
نره..
بالم شکسته از پرم چیزی نگویم
ازکوچه پردردسرم چیزی نگویم
طوفان سختی باغمان را زیروروکرد
ازلاله های پرپرم چیزی نگویم
وقت وداع آخرت عالم به هم ریخت
ازشیون اهل حرم چیزی نگویم
آتش گرفتن گرچه رسمو سنت ماست
ازدامن شعله ورم چیزی نگویم
بگذار سربسته بماند روضه هایم
از ماجرای معجرم چیزی نگویم
آن صحنه های سهمگین یادم نرفته
افتادنت ازروی زین یادم نرفته
ازنعل اسبوبوریا چیزی نگویم
ازآن غروب پربلاچیزی نگویم
درعصرعاشورا النگوهام گم شد
ازغارت خلخال ها چیزی نگویم
گفتم به تو انگشترت را دربیاور
ازساربان بی حیاچیزی نگویم
درکوچه های کوفه ناموست زمین خورد
اصلا شبیه مجتبی چیزی نگویم
(استادقران بود زینب گفت حسین)
شاگردهایم سنگ بارانم نمودند
ازچهره های آشناچیزی نگویم
بی آبروها چادرم راپس ندادند
ازاین به بعدروضه را چیزی نگویم
حتما خبر داری مرا بازاربردند
آن هم منی که بیشتر چیزی نگویم
ازدردپهلولحظه ای خوابم نمیبرد
ازگریه هایم تاسحرچیزی نگویم
طفلی سکینه داشت جان میدادازترس
دق میکنم این باراگرچیزی نگویم
دیدم که ملعون تراز آن شامی یزیداست
ازجمله ی بردارببر چیزی نگویم
شرمنده ام که دردول کردم برادر
بی توچگونه خانه برگردم برادر
دیگه توضیح نمیدم هروقت بیکارشدی روش فکرکن...
امام حسین میخواد بگه خوب گوش کنید
آی مردم هرچه را دارید مدیون منید
ای نمک خواران نمکدان نشکنید
وقتی از درخونه میای بیرون یه شال دورگردنته میخوای
بری هئیت همسایه وقتی میبینتت میگه برا
منم دعاکن تا پیرهن سیاه تنت میکنی میخوای بری
هئیت مادرت میگه پسرم دخترم برام دعا کن اگه الان
دلت شکست ازآقا تشکر کن بگوآقاممنونتم امسالم
محرمودیدم امسالم عاشورابرات سینه زدم آقا جانم
ماه محرم تموم شدمن دستم هنوزخالیه آقاجانم من
هیچکارنکردم یه قولم ازش بگیر بگو آقاجان اگه
سال بعد اومدیومن نبودم یه آدرسی بهت میدم به
من سربزن اگه من نباشم گوشه ی قبرستانم اگه
دلت نمیشکنه اگه اشک چشم نداری خواهرتو
پیش خودت مجسم کن دستاشوبستن وسط نامحرما
کی به خودش اجازه داد بازوهای عمه ی سادات...
حسین...امام سجاد سیوسه سال بعده عاشورا
زنده بود همش گریه میکرد میفرمود امان ازشام..
.آخه مردم شام بدزبون بودن مردم شام بی حیا
بودن یکی دیگه از اتفاقای شام دیشب بود شب دق
کردن عمه ی سادات نمیدونم خواهرکوچولوداری
یانه آخی شیشم صفره نمیشه نگفت اگه یه روز
خواست برات مهمون بیاد بچتو صدا بزن خواهر
کوچولوتوصدابزن اگه تومهموناتون بچه یتیم هست
بچتو توجیح کن خواهرکوچولو داداش کوچیکتو
توجیهش کن بگو تومهمونامون یه بچه هست
بابا نداره یه چیزی نگی دلش بشگنه اسباب بازیاتو نشونش
نده یکی از اتفاقای شام این بود یه دختر
شامی اومد روبه روی عمه کوچولوی سادات اونم سنوسالی
نداشت روبه روش وایساد..
گل داره پیرهن من دلت آب
گرون دامن من دلت آب
تازه بابام خریده گردنی
نگاه به گردن من دلت آب
نگاه النگو دارم دلت آب
این گوشوگوشوارم دلت آب
صبح که بابام بیرون رفت بهم گفت
برات کنیز میارم دلت آب
من نونوخرما خوردم دلت آب
هیچوقت کتک نخوردم دلت آب
ای وای حسین...
منکه دق کردم تورونمیدونم یکی ازپیر غلاما میگفت آی جوونا به خدا گناه کردن مزه نداره
اما گریه کردن توحرم امام رضا مزه داره اگه هنوزم
دلت نشکست بزار اینم بگم چقد حاضری بگیری
نوکری امام حسینو بفروشی یکی اینکه پولتو
گرفتی دیگه پاتو تومجلس امام حسین نزاری دیگه اسمتو
ننویسی برا کربلا دیگه پاتو توحرم امام رضا نزاری..
حالا فک کن ...توروخدا اگه دلت شکست دعاکن همه رو..
یاعلی...

انقده دلم میخوادزیرپاهات سربزارم مگه من دل ندارم
توبگی که تشنمه برم برات آب بیارم مگه من دل ندارم
اونا که خوبن دارن هزارتا حرف گفتنی توبشون سرمیزنی
منه بیچاره چیکارکنم اگه گنهکارم آخه مگه من دل ندارم
کاش میشدتواین شبا هرجامیری تنها نری میشه مارم ببری
قول میدم یه جا آروم میشینم باهیچکسی کارندارم مگه من دل ندارم
میدونم محرما غصه میشه کاردلت غم میشه باردلت
من نمردم آقاجون بارتومن برمیدارم مگه من دل ندارم
من اگه بیام باهات تا کربلا تابمیرم چقده جا میگیرم
دوسدارم پشت دره خیمه هاتون سربزارم مگه من دل ندارم
تونگفتی که اگه اسم عموم بیاد میام
به خدا عمریه که گریه کنه علمدارم مگه من دل ندارم
میر حرم نیامد واویلا واویلا
آب آورم نیامد واویلا واویلا
دسته عموبریده واویلا واویلا
رنگ عمه پریده واویلا واویلا
قد پدرخمیده واویلا واویلا
ای حسین...
یا امام زمان اومدم باهات دردودل کنم آقاجان چشمی که برا حسین گریه نکنه
برا کی گریه کنه. آقاجان پارسال همچی محرم تموم شد گفتم کوتامحرم سال
دیگه جونم به لب اومدتا به محرم رسیدم اما چشم به هم زدم سه دهه تموم شده
رفته خاطرش میمونه این حرفم به خودمودوستامه تواین یه ماه خداکنه کاری
کرده باشیم فاطمه خواسته دعامون کنه الان به اربابم بگم اگه دوسداشتین شما
هم بگین آقاجان منو یه جوری محرمی کن بعده محرمم آدمه خوبی باشم لباس
مشکی پوشیدم که لباس تقوام باشه آی رفقا دیگه تموم شد الان ازهردری حرف
دارم خداکنه امسال محرم اومده باشیم زیرسایت یا امام زمان .فقط هیجده روز
مونده تا اربعین ارباب بیایم قشنگ بریم استقبالش من یه سری حرفا سرگلومه
نگم خفه میشم این حرفا رو به خودتون نگیرین خواهشا .نمیدونم چه خبرشده
کسایی که باهم درارتباط هستن (دختروپسر)دیگه ازهیچی خجالت نمیکشن
دیگه ازهیچی شرم ندارن نمیدونم چرا میان مزار شهدا باهم قرارمیزارن
ای خدا چرانمیدونن اون ورچه خبره میشینن روقبرشهدا چه حرفایی که ...
اسم اربعین اومد یادم اومده میان اربعین آقا سردیک حلیم جایی که
سفره امام حسین پهنه باهم قرارمیزارن بگذریم.
وقتی به یه دختر مانتویی میگی چادربزارمیگی چادر نشونه عزت وحیای
حضرت زهراست برمیگرده میگه ول کن به درک اون موقع دیگه میشه
سرتوجلومادر پهلوشکسته بالا بیاری آی جوونی که تو حرم امام رضا میگردی
دنبال ناموس مردم آی جوونی که توجمکران وقتی میبینی ناموس مردم یه نگاه
ناخداگاه بهت کرد بیای بهش بخندیو...به خدا امام زمانوداغون کردیم امام زمان
دلش ازدسته منو تو خونه امام زمان کاری به سنیا نداره آقا به خاطر ما بچه
شیعه ها دلش خونه آقافرمود مردم گناه میکنن من باید شبانه روز گریه کنم
بگم خدایا به خاطر من ببخشش این گریه کنه حسینه این برا مادر کتک خوردم
گریه کرده من هی باید واسطه بشم عزاب نیاد طرف شما مهدی برا ماگریه
میکنه چرا ما برامهدی گریه نکنیم جوونی که دیگه تفکرنمازخوندن ازسرش
رفته میتونه بگه من شیعه حجت بن الحسنم ؟دیگه هیچی نمیگم بقیه باخودتونه
خیلی وقتتونوگرفتم شرمنده همتونم یاعلی...

ای استوره های نامی امروزدنیا
ای استوره های خاکی دیروزدنیا
دیروز روی آرزوها دیده بستید
امروزدورسفره ی زهرا نشستید
دیروزبی سردرهویزه میدویدید
امروزنزدحضرت حق روسپیدید
دیروزخرمشهر را آزادکردید
امروزایران راعجب آبادکردید
حالا که مست کوثرشاه غدیری
ای کاش میشد دست مارراهم بگیری
بچه های تفحص شهدا میگفتن پنج شیشتا شهید اوردند ایام خاصی بود
یه ده تا شهیدم تو پادگان شهیدمحمود وند بودزائرا میومدن شبا کنار این
ده پونزده تا شهید زیارت میکردنومیرفتن.
آخرشب میگه در پادگان شهیدمحمودوند اهوازومیبستم بسیجیه میگه دیدم
دم در دارن در میزنن اومدیم دیدیم یه پیر زنی درومحکم گرفته وداره در
میزنه گفتم چه خبرته مادر نصفه شبی گفت اومدم بچموببینم گفت من مادشهیدم
گفتم یعنی چی بچموببینم گفتم اینجا پونزده تا شهیدن همشون گمنامن گفت بچم
هیچوقت به من دروغ نمیگه گفتم یعنی چی مادر گفت دیشب خوابشودیدم
بهم آدرس داد اومدم اینجا گفتم مادعزیز گمنام میدونی یعنی چی یعنی هیچ
نشونه ای ندارن گفت لا اقل بزاربیام برا زیارت گفتم بیا یه چراغ روشن کردم
بالا سرشهدا اومد کنار اولیه عجب شهیدین هموشون علی اکبررفتنو علی اصغر
برگشتن مگه اینطوری نیست مادرشهید؟وقتی میخواست بره یادته توروبقل میکرد
میوردبالا اما وقتی اوردنش توراحت میتونستی بقلش کنیاومد کناراولیه یه نگاه کرد
رفت سراغ دومیه سومی پنجمی شیشمی کنارشیشمیه نشست شروع کردبه جمجمه
نگاه کردن میگه یه ده دقیقه ای زل زده بود به این جمجمه بلندشد رفت تا پونزدهمیه
دوباره ازپونزدهمیه شروع کرد نگاه کردن رسیدکنارهمون نشست گفت دلم میگه این
بامن محرم مگه میشه مادربچشونشناسه این پسر ماله منه جمجمه روبقل گرفت گفت
اجازه بدین من ببرمش مادچی داری میگی مگه همینطوریه ازچند خان بایدرد شم
کلی نامه نگاری تا یه شهید گمناموبدم توخواب ببینیوبیای یکیوانتخاب کنیوببری
گفت اخماشوکرد توهم نه به اونا به نامحرم نه اخماشوکرد توهم یه زل زد نگاه
پرقضب به جمجمه گفت مرد حسابی منوکشوندی اوردی اینجا نمیتونستی یه علامتی
یه نشونه ای چیزی بهم بدی باشه منم میرم (برات داستانو افسانه تعریف نمیکنما
اونایی که باید بگیرن میگیرن)گفت اومد جمجمه روازسرقهر بزاره سرجاش یه وقت
دیدن ازداخل جمجمه صدای فلزداره میاد دست کردن دیدن یه پلاکه پلاکومطابقت کردن
گفتن حدست درسته حالا میخوای ببری ببر...یه روزم زینب هیچ علامتی نبود داداشو
بشناسه...
یاامام زمان دهه دوم محرمم تموم شد آقا جان مردم امشب میخوان دورهم جمع بشن
بگنوبخندن همه خوشحالن چرا نمیدونن توهمچین شبایی بودامام سجاد توخرابهشام
نمازجماعت برگزارمیکرد آقا جلو وایمیستاد عمه زینب پشت سرش رقیه خانوم سه ساله
بقلش اونجا یکی از درد پا می افتاد یکی ازدرد پهلو ای آقا جان چرا نمیدونن امام سجاد
وقتی آب میدید گریه میکرد ای وای چرا نمیدونن امام سجاد توبقیع گریه کن نداره اگه
بدونن باز اینکاراروبکنن واویلاست ..آقا جان ندیده بگیر آقا به حرمت چادرخاکی رقیه
ندیده بگیر چرا نمیدونن تموم نگرانی سه ساله چادرش بود ..
آقا جان من که نتونستم آبروداری کنم تواین دودهه کمکم کن دستموبگیر منوتنها نزار
توهم نگام نکنی من دیگه کیودارم این روزا دلتنگم خودت میدونی دلتنگ کی پس
هواموداشته باش یازهرا میدونم حرفاموگوش میکنی خواهش میکنم ندیده بگیر کمک
کن تابرگردیم...
سلام ازتون خواهش میکنم یه چنددقیقه ای دلتونو ببرین پیش امام رضا
دوتابرادربودن برادرکوچیکتره خیلی گستاخ بود بی ادب بود
اما برادربزرگه عاشق امام رضابودهرسال یه کاروان میبرد
سمت مشهد یه سال این برادرکوچیکه اسرارکردمنم ببرین
مشهدبرادربزرگه گفت تواصلا قیافت به این حرفا نمیخوره
توکجا امام رضاکجا توبروگناهتوبکن بروکارایی که تا الان
میکردیوانجام بده دله برادرکوچیکه شکست گفت من یه بار
میخوام باهات بیام چرا اینطوری میکنی انقدراسرارکرد
که همه روخسته کرد آخرباهم همسفرشدن.برادرکوچیکه
نزدیکای مشهدمریض شداطراف نیشابورمریضیه سختی
گرفت تا اومدن برسوننش بیمارستان ازدنیا رفت همچین
که این بدن روزمین موند برادربزرگتره روکرد طرف
امام رضا یه سلام داد گفت یا امام رضا یه عمرداداشم
نیومد حالا که اومدباهات آشنا بشه اجل اجازه نداد گفت
یا امام رضا حالا که زندش نرسیدبه حرم من باید جنازشو
بیارم بایه سختی جنازروبرداشتن اومدن حرم امام رضا
اوردن جنازه رودورضریح چرخوندن دیددارن این جنازه
رومیزارن پایین فرشاروتکون میدن غبارحرم امام رضا
روبدن بیاد بدنودفن کردن گذشت سه چارروزبعدبرادربزرگتره
میگه داداشموخواب دیدم یه مرتبه دیدم لباسانوچهره بشاش
خیلی نورانی سرحال گفتم داداش اون دنیایی که من ازتودیده
بودم این رنگی نبودگفت بشین برات تعریف کنم داداش همچین
که من ازدنیا رفتم روح ازبدنم رفت ملکه های عذاب اومدن سراغم
هی منو اذیت کردن شما منوغسل میدادین آب میریختین اما آتیش
روبدنم میریختن اما تارسیدیم جلوحرم امام رضا دیدم این ملکه های
عذاب دسته هموگرفتن گفتن ازاین جا به بعد دیگه جای مانیست
منو وارد حرم کردن دیدم جلودرحرم شلوغه دیدم همه دارن نگاه
به بالا میکنن من نگاه کردم دیدم یه آقایی رویه صندلی نشسته کنارگنبد
دیدم همه دست روسینه گذاشتن میگن اسلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آقابراشون دست تکون میده سلام میکنه منم دستموروسینم گذاشتم گفتم
اسلام علیک یاعلی بن موسی الرضا دیدم یه مرتبه که من سلام دادم امام رضا
روشوبرگردونددوباره دوم سلام دادم بازم روشوبرگردوند بارسوم دیدم نه ناراحت
شدم دلشکسته سرموانداختم پایین اومدم برم یه پیرمردی دستموگرفت گفت کجا
میخوای بری گفتم آقاکه جوابمونداد گفتم من چیکارکنم پیرمرده گفت بایدامام
رضارو راضی کنی بری گفتم من که هرچی سلام میدم آقا جوابمونمیده
پیرمرده گفت من راشوبلدم من رمزشوبلدم من این آقاروخوب میشناسم
گفتم من چی بایدبگم ازاین بعد ماهم جلوکنبد اینطوری سلام بدیم
گفت دستتوروسینت بزارگردنتوکج کن بگویا امام رضا به جان مادر
پهلوشکستت بگوبه جان مادرت فاطمه دیدم وقتی اینوگفتم امام رضا
روشوبرگردوندبهم جواب داد گفت چیکارت کنم اسم مادرمو اوردی
الانم اینطوری بگیم یا امام رضا تورو به جان فاطمه یه نگاه به ما کن
خدا هفتادسال داشت یه بنده ای روعذاب میداد بعدهفتادسال گفت جبرئیل
این بندمونجات بده من بخشیدمش جبرئیل گفت هفتادساله داری میسوزونیش
چی گفت که دریای رحمتتوبه خروش اورد؟دیدم ازمیون آتیش یه صدای ناله میاد
شنیدم میگه الهی بالحسین آخه من این اسمو خیلی دوسدارم من روز ازل قسم
خوردم هرکی اسمه حسینوبیاره ببخشمش حالا اونایی که مثه من دلشون سیاست
اونایی که دوسدارن آقادستشونوبگیره اونایی که تنهان اونایی که دلشون شکسته
اونایی که منتظرن اونایی که مریض دارن اونایی که نتونستن دهه اول محرم
آبروداری کنن اونایی که دوسدارن بیان توراه امام حسین قدم بردارن
به خدا هرکی توراه حسین قدم برداشت عاقبت بخیرشد اونایی دلتنگ امام رضان
اونایی که کربلا میخوان اونایی که میخوان دیگه اشک امام زمانودرنیارن
اونایی که میخوان دیگه چادرخاکی مادرشومسخره نکنن اونایی که حاجت دارن
همه وهمه به حضرت زهرا قسم اجبارنیست وضوبگیرنیت کن روبه قبله سجده
کن ازته دلت ده مرتبه دادبزن الهی بالحسین...به امام زمان کارسازه ...التماس دعا
یاعلی...

خون دل آسمون زبون میگیره صاحب الزمون
ای امان ای امان ای امان عمه جان عمه جان عمه جان ای عمه
دل زارم درتبه گوشه ی چادر زینبه
امشب جون همه برلبه روضه خون مادرزینبه ای زینب
رسیده جون برلبم میسوزه سینه پر تبم
آسمون تیره ی شبم قربونیه غم زینبم وای زینب
اگر که غوغا نکرد اگر شکوه زغم ها نکرد
سفره ی دلشو وا نکرد غصه جیگرشو پاره کرد وای زینب
به امید آمدم سویت برادر که گیرم اشک ازرویت برادر
سروپای منو فرزندهایم فدای یک سرمویت برادر
مگوچشمت چرا یاغوت سود است حسین
زمونه بخشش بودونبوداست حسین
نکن گریه که زینب هم نگیرد
هنوزای جان برای گریه زوداست
اگر رفتن یاران من که هستم
زغربت دم نزن خواهرنمرده
به سینه زانوانه غم گرفتی
عزیزمن چرا ماتم گرفتی
سپاه زینبت سربازدارد
مرا درعشق دسته کم گرفتی
تو آخرش منومیکشیا توبدجورمنوخونه خرابه خودت کردی
گفتن دوری ودوستی نگفتن انقدطول بکشه گفتن کربلا نگفتن
آدمودیوونه میکنه توکه ماروخونه خراب کردی مگه ما نگفتیم
مارویادت نره عباس به تو بگم؟
من این یه حرفوازطرفه همه رفیقام میگم آقا غلط کردم
آقا یه غلطی کردیم یه اشتباهی کردیم نفهمیدیم
آقا ترسم ازاین نیست که توعزابم کنی ترسم اینه که توبرام گریه کنی
ترسم ازجهنم نیست به خدا جهنم من اینه که شما منوازدرخونه
خودتون بیرون کنین یعنی میتونم یه امیدی داشته باشم که بگم آقا دوست داره
آقا هواتو داره اینو به من بفهمون هیچکی به غیرتو حرف دلمو نمیدونه آقا
یعنی میشه منم بیام کربلا
وای کربلا یا امام رضا امام رضا امام رضا بازم اومدم گدایی کنم آقا کربلا
میخوام آقا همه ی دوستام کربلا میخوان هروقت دلم میگیره خودت میدونی
فقط میام پیشت آقا یه کربلا
علیلم زلیلم بده در راه خدا کرببلا آقا کرببلا
امام رضا به دردمن دوا بده به من یه کربلا بده
تشنمه یه کاسه آب بهم میدی
شنیدم براته کربلا میدی
آقاجون قسمت میدم به چادر مادرت زهرا
تو پست بعدی بهتون میگم بین امام رضا ومادرش زهرا
چه رازیه آقاجان ازت میخوام هر کی داغ کربلا به دلش مونده
کربلا نسیبش کن بین این امضاها یه امضا قشنگ زیر نامه ی منم بزن
همین ...نوکریتو میکنم...سلام دوستان عزاداری همتون قبول
آقا چندروزیه که ازپیشمون رفته عزاداریمون تازه شروع شده
تا آخرصفر ادامه داره نکنه دلمون باز برگرده بگیم اصل عاشورا
بودنه به خدا نه تازه کارحضرت زینب شروع شده ..به خاطر دل عمه امام زمانم شده
یه کاری نکنیم دلمون برگرده...

برگردانتظاردل هفت آسمان
اجعل الا ظهورک یاصاحب الزمان
درروزگارتلخ فراغت شکسته ایم
خیره شدن به آمدنت چشم های ما
طاووس خانواده ی زهرا ظهورکن
ازتیره راه های بدون تو الامان
دلگیرم ازسشنبه ی بی رنگ وبوی تو
چشم انتظارامدنت چشم آسمان
آقا عنایتی کن یک شب به خیمت
دست مرا بگیروببرعشق بی نشان
چشم انتظارتوست حسینیه های ما
بایاد ظهرکربلا روضه ای بخوان
درعشقه به توکارجنون کارخدایست
هرکس که بود عاشق دلداده فدایست
تنهایی کجابزم عزا داری
جاناگرسرکرببلا داری
آقا کربلا میری منم میام امسال محرم دیگه نگومنم ببر
بگو آقاجان کربلا میری منم میام فداتبشم امسال محرم
دستموبگیربتونم امسال باتوعزاداری کنم یعنی میشه
توبه کردم ازبدیام ماه محرم اومدم میخوام آدم خوب بشم
مگه حرنتونست برگرده منم میخوام امسال محرم
بیام تودامنت دیگه جایی نرم
حرتوهستم که شب جمعه به راه توام
همسفرت نه که همان عبد دسیاه توام
زنده به عشق توام وکشته ی آه توام
ایام عزاداری آقا امام حسین به همتون تسلیت میگم
ایشاا.. عزادار واقعی باشیم آقا امام زمان ازپریشب
شال مشکیشو گذاشته چقدخوب میشه عزاداریمونو
با آقا هماهنگ کنیم آقا عزاداریش فقط گریه
براحسینه گریه برا بچه های حسین گریه برا دختری که
ازروشتر افتاد گریه برای گلوی علی اصغر...
وای به اونایی که میان محرم خودشونو نشون بدن
به نامحرم توعزای پسر فاطمه ای وای
ای وای به اونایی که خودشونو درست میکنن
که بقیه بهشون بگن اینطوری خوبه
خودمونوشبیه مردم نکنیم که بگن
حالا شدی امروزی اونایی که خودشونو امروزی میکنن
بعدا خودشون میفهمن خودت باش توعزای حسین
امسال این قول بده به خدا
چشمم :علی قهرمان خیبر زبانم:حسن زهرا قلبم:مهدی زهرا
دلم:حسین زهرا نفسم: زینب زهرا روحم :فاطمه زهرا
امسال محرم هوا زینبیه حواسمون جمع کنیم التماس دعا..
من یه سفری درپیش دارم تا آخر محرم خدمدتون نمیرسم
منو یادتون نره همتون منو ببخشید یاعلی..
ای پیش پروازکبوترهای زخمی
بابای مفقودالاثربابای زخمی
تایاد دارم برگی ازتاریخ بودی
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی
توی کتابم هرچه بابا آب میداد
مادرنشانم عکس توی قاب میداد
اینجاکنارقاب عکست جان سپردم
ازبس که ازاین هفته هاسرکوفت خوردم
ازاینجا به بعدنامه رواونایی که باباندارن بهترمیفهمن
من بیست سالم شدهنوزم توی قابی
خوب لااقل حرفی بزن مردحسابی
یک بارم ازگیرودارقاب ردشو
ازتوی سیم خاردارقاب ردشو
برگردتنهایک بقل بابای من باش
یایک بقل بابابیاوجای من باش
ای دست هایت آرزوی دست هایم
نازو ادایم مانده روسی دست هایم
شایدتوهم شرمنده یک مشت خاکی
جامانده ای ازماجرای بی پلاکی
عیبی نداردخاک هم باشی قبول است
فقط برگرد بابا
یک چفیه ویک ساک هم باشی قبول است
امشب عروسی میکنم جای توخالی
پای قواله جای امضای توخالی
ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
یک بارهم بابای معلوم الاثرباش

عاقد دوباره گفت:« وکیلم؟...»، پدر نبود
ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود
گفتند: رفته گل ... نه!... گلی گم... دلش گرفت
یعنی که از اجازه ی بابا خبر نبود
هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
آن فصل های سرد که بی دردسر نبود
ای کاش نامه یا خبری، عطر چفیه ای
رویای دخترانه ی او بیشتر نبود
عکس پدر، مقابل آینه، شمعدان
آن روز دور سُفره، جز چشمِ تر نبود
عاقد دوباره گفت:« وکیلم؟...» دلش شکست
یعنی به قاب عکس امیدی دیگر نبود
او گفت: با اجازه ی بابا... بله... بله...
مردی که غیر آیینه ای شعله ور نبود!
ازهمتون خواهش میکنم شادی روحشون یه صلوات بفرستین.
دلم کاری به آب وگل ندارد
تورادارد دگرمشکل ندارد
به دریای غمت دل بستم ازآن
که این دریای غم ساحل ندارد
آقاجان اگه همه ی عالموچراغون کنن اگه تونباشی خیلی تاریکه
میترسم بایدیه ساله دیگه هم صبرکنم نه دیگه صبرم تمومه
وجودم بی تو باشدچون درختی
که هیزم داردوحاصل ندارد
اونایی که مثل من آلودن اونایی که مثل من بایه کوله بارگناه اومدن
اونایی که اومدن این چندروزتامحرم به واسطه ی امام زمان آشتی کنن
آی جوونی که ازگوشه کناراین مملکت برا آقانامه نوشتی که یه عمره
دارم گناه میکنم آی جوونی که نوشتی جوونیموتباه کردم با امام زمان
همه چی عوض میشه پس بیا این یه بیتوزیرزبون زمزمه کن
آقاجان بدم اما شمارادوست دارم
مگرهرکس که بدشد دل ندارد
مگه نیومدخدمت رسول خدا پیغمبرگفت چی اوردی برای اون دنیات
نمازداری ؟نه روزه داری ؟نه پیغمبرهرچی سوال کرد گفتش هیچی ندارم
خیلی دستم خالیه پیغمبرسرشوانداخت پایین گفت یه کم فک کن چه عملی داری
عرضه کنی یه دفعه یه جرقه تودلش زدسرشواوردبالا یه لبخندزد گفت آقابگم گفت بگو
گفت خیلی بدم خیلی روسیاهم اما من شمارودوست دارم من بچه های شمارودوست دارم
تا اینوگفت پیغمبرازجاش بلندشد دورگعت نمازخوند دستشوبردبالا به خداگفت خدایا
اینوبااونی که دوست داره محشورکن.
حالاتوهم به امامزمانت اینطوری بگو آقاجان به خدا دوست دارم
اگه همین الان نامه عملموورق بزنی میبینی جزکناه چیزدیگه ای برام نمونده
اما اگه توبخوای میتونی منوآدمم کنی
باهمه بارگناهم آقاجون دوست دارم
باهمین روی سیاهم آقاجون دوست دارم
ای یه بیتو یادبگیرهرموقع باآقات دردودل کردی آخرش اینوبگو
دوست اونه که دوستشونگاه کنه
اگه دردی میبینه دوا کنه
آخرش حاجتمومن میگیرم
یه روزی توجمکرانت میمیرم
توکه آخرگرمو وامیکنی
پس چرا امروزوفردا میکنی
هرجا هستی اگه حاجت داری گرفتاری داری اجبارنیست روبه قبله بشین
دستتوبزارروسرت چشم سرتوببند چشم دلتو واکن اونایی که امام زمانومیبینن
ماروفراموش نکنن هفت مرتبه یاصاحب الزمان .زیارت قبول .التماس دعا
آقاای کاش که یکدانه ی تسبیح توبودم
تادست کشی برسره سدا زده ی من
اگربیایی به پات می افتم
وای ازجدایی همیشه گفتم
مرحم دردی کی برمیگردی
آفتاب عمرمن دیگه برلب بومه
کارم تمومه سیاهی شومه کی برمیگردی
میخوام بگم شهادتینم فدای مهدی حسینه
میشه دستموبگیری که آب ازسرم گذشته
شرمنده همتون که این چندوقت نبودم مهمون امام رضابودم
به یادهمتونم بودم ایشاا.. ازاین بعدبیشتردرخدمتونم...

شایدکه دیگریارعادت کرده باشد
باغصه های خویش خلوت کرده باشد
شایدغریبانه کنارچندعاشق
امشب نمازی را امامت کرده باشد
شایدبرای ما میان گریه هایش
امشب دعای رفع حاجت کرده باشد
شایدحدیث بی وفایی های مارا
برای اجدادش روایت کرده باشد
شاید گفته باشه یاجدا دلم ازسینه زنت خونه
علی جان دلم ازشیعت پره خونه
بایدکه نامه شیعه راازمابگیرن
امشب اگرباچاه صحبت کرده باشد
امشب اگرباچاه صحبت کرده باشد
ای وای اگرازما شکایت کرده باشد
ای وای برما بردل برعشق
گرآرزوبهرشهادت کرده باشد
مگه نبود اون مادره شهیدی که میگه بعدازدوسه سال
تودستنوشته ی پسرم یه جمله ی عجیبی دیدم دیدم نوشته
خدایا دوست دارم یه باره دیگه امام زمانوببینم
دوست دارم یه باره دیگه باهاش حرف بزنم یه باره دیگه
باهاش دردودل کنم. آره اون جوونه منم جوونم
یا امام زمان دلم داغونه فقط بادسته توخوب میشه
یا امام زمان دلم هوای امام رضاروکرده خودمونه
فقط دلموببرحرم من کسیوغیرازتوندارم که ازش کمک بخوام
فقط تورودارم دسته خالی برم نگردون...
الهی الهی توازحاله زارم گواهی الهی
الهی الهی توبخشنده وارحموراحمینی
ومن بنده روسیاهی الهی الهی
سرافکنده ام دربساتم ندارم
به جزکوله باره گناهی الهی
مولای من کجاروکنم حاله خودباکه گویم
چه سازم مراگرنخواهی الهی
زمین خوردم ازگناهان
نباشد مراجزرضاتکیه گاهی الهی
منوتنهانذاریا ببین همه رفتن توبیا آقاامیدمنوناامیدنکنیا
توآخرش منومیکشی یعنی اون لحضه ایی که همه ازبالای قبرمرفتن
تونمیایی؟ خلق ا.. وحشت دارن ازشبه اول قبرامامن تورودارم نمیترسم
آخ چی بشه توبندکفنموببندی آخ چی بشه بگی این سینشسیاست
توگلی حیفه که من خارتوباشم مگه نگفته بودی هروقت دلتگرفت
صدام کن توروخدابیا این دلم بدجورداره کارش بیخ پیدامیکنه...
شب شده بودو دلم دوباره غم گرفته بود به یاده کرببلا براحرمگرفته بود
داشتم ازغصه میمردم به یاده کرببلاگفتم امشبومیرم زیارت امامرضا
رفتموروبه ضریح باصفاش زانوزدم حرفای دلموپیش ضامن اهوزدم
گفتم ای امام رضاتوروبه حق مادرت یه نگاه کن به دل سیاه اینکبوترت
گفتم آی امام رضامن غلامتم توبایدبه دلم شاهیی کنی برازیارتحسین منوراهی کنی
میون دردودلام توی همین حالوهوام دیدم انگاری نشسته روبهروم امام رضا
دیدم آقای غریبم داره گریه میکنه سرتکون میده ازم داره گلایهمیکنه
میگه ای اونی که حاله خودتوخوب میدونی توکه صبح تاشب دلهمنومیسوزونی
باچه رویی اومدی پیش منه امام رضا باچه رویی اومدی میخایبری کرببلا
به حریم ماتامحرم نشی فایده نداره کربلابری وآدم نشی فایدهنداره
به آقام گفتم امام رضابه حق مادرت یه نگاه کن به دله سیاه اینکبوترت
تاکه ازصدقوصفاعاشقومبتلابشم اونجوری که تومیخوایزائرکربلابشم
یاامام رضادلم هوای حرمتوکرده توروبه سیاهی چادرمادرت دعوتم کن

دردشیعه عاقبت دوامیشه مهدی میاد
به خداحاجتمون روامیشه مهدی میاد
اقامون میادمدینه همه عالم میبینن
قبرزهراعاقبت پیدامیشه مهدی میاد
حالاکه پشت بقیع نمیذارن گریه کنیم
عقده هامون تومدینه وامیشه مهدی میاد
علم آفامونورودوش عباس میبینیم
همه جاصحنه کربلامیشه مهدی میاد
صحنه قیامتوروزظهورش میبینیم
صداهامون همه یازهرامیشه مهدی میاد
گل لبخندعلی اصغرواون روزمیبینیم
چشمامون به یاداون دریامیشه مهدی میاد
یه روزی میادکه میثم زیرپای لشکرش
روقدم های آقاش فدامیشه مهدی میاد
![]()

اباصالح التماس دعا هرکجارفتی یادماهم باش
مدینه رفتی به پابوس قبرپیغمبرمادرت زهرا
به دیدارقبرمخفی ازکوچه هارفتی به یادماهم باش
یاامام زمان توروبه اشک چشای امام حسن توکوچه های مدینه به یادم باش
چوگیسوی تومن درپیچ وتابم یبن الزهرا
چرایک شب نمیایی به خوابم یبن الزهرا
الا ماه منیرم به گیسویت اسیرم
ازآن ترسم که آخرزدورییت بمیرم
به رویت قسم به مویت قسم
گرفتارتوهستم
که مانندجان منه بی نشان
خریدارتوهستم
دله من برسرزلف تودارد آشیانه
نمیدانم چراازون نمیگیری نشانه
چرا ازماجدایی
بگوباماکجایی
گمانم یبن الزهرا به راه کربلایی
آقاکربلا میری ماروهم دعاکن
ای دل ای دل ای روزگار
دله من کربلا میخواد
دیگه تواین شهرگناه
نفسم بالا نمیاد
اینجابختم سیاه شده
باجوونیم تباه شده
آدما اینجا آقاجون
تفریحشون باگناه شده
ایجامردم توحیاومعرفت خیلی فقیرن
توشبای فاطمییه توشهرعروسی میگیرن
اصلا انگارنمیدونن توکوچه مادروزدن
چهل تاگلچین ریشه ی گل نیلوفروزدن
یه نگاه کن ای اقاجون آبروی منوبخر
زنده ی من اگه نشدمردموکربلاببر
توسالگردتخریب بقیع اونایی که اسمشونوگذاشتن شیعه
عروسی گرفتن
قبرحضرت زهراروخراب کردن توایران پرعروسی بود..
آقام آقام آقام کدوم آقاهمون آقایی که هروقت دلم میگیره فقطصدامیزنم یامهدی
اگه توروصدات نزنم کیوصدابزنم اگه ازتوخجالت بکشممادرتوصدابزنم اصلاروم میشه
مادرتوصداکنم آقادرسته نمک خوردم نمکدون شکستم آقادرستههرچی بهم خوبی
کردی جزبدی هیچی جوابتوندادم درسته گفتم دلتنگ امام رضامتوواسطه شدی رفتم
امام رضا گفتم اشک چشم بهم دادی گفتم دله شکسته آقابهمدادی درسته هرچی
ازطرف تواومداجابتوخوبی ولی هرچی ازطرف من اومد...
فقط میتونم مثل همیشه بگم شرمندم آقاجون توکه همیشهبرامون خوب اربابی کردی
ولی هنوزیه چیزی تودلم مونده آقا آقادلم سالهاست هسرت یهنگاتوداره
فقط یه نگاه آقانمیگم دست روسرم بکش میدونم لیاقت ندارممیدونم اقااگه بخوای همه
چی بهمون بدی میدی میدونم مدینه وکربلا بهمون میدیامامدینه وکربلا بی مهدی؟
میدونم هرچی نازکنی بهت میاد امامن چیزی ندارم که خریدارتباشم
جزگناه چیزی دارم توکه پروندموبهترازخودم میدونی دیگه ازخودمخجالت میکشم
بس که امام زمان سربلندمیکنه میگه خدایابه منه مهدیببخشش آقا این حرف دلمو
دیگه کی میخواستم بهت بزنم اگه الان گوش به حرفام ندیدیگه کی...کی
کورشدچشمی که برره دوختم
سوختم ازسوزحسرت سوختم
برخیالت برنفس دل بستم
تاق نصرت بردر دل بستم
ای سواربادهای عاشقی
ای بهاردشت های رازقی
روشنای معبدافلاکیان
ای چراغ راه های خاکیان
گل کنددرجلوه ات پروردگار
آخرین اعجاززات کردگار
آخرین لبخندرویایی عشق
آخرین دست اهورایی عشق
آخرین خانه به دوش لاله پوش
آخرین صحرانشین خیمه پوش
آخرین شرح بیان کربلا
آخرین مرثیه خوان کربلا
کربلایی اشک میباردبیا
علقمه بوی توراداردبیا
کجاست شیون اونایی که خاطرخاشن نیادفقط برات کف زده
باشموسینه زده باشم
کاش میشداین جمعه میومدی به داد مامیرسیدی به یاداونایی
که دم غروب توخاک
ریزاوسنگرا غروبونگاه میکردن میگفتن امروزم رفتوتونیومدی
میترسم بمیرموعمرم به سال نرسه...میترسم آقا
روزمرگم نفسی وعده ی دیداربده
وانگهم تابه لهدفارغ وآزادببر
وانگهم تابه لهدخرم ودل شادببر
خداکنه ماهم جونمون فدای زهرابشه عزامون
مردنمون. دستش بشکنه اونی که توروزد
بهشت باهمه ی نهرهای خود
چنگی به دل نمیزداگرکوثری نداشت
خوشبحال اونایی که الان مدینن کی میشه
وقتی آقام بیادمنویه سرببره پیش مادرش زهرا
آرزودیگه
دیروزاگربه فاطمه سیلی نمیزدن
دنیاادامه داشت اگه محشری نداشت
مادرمهربونه همزبونه دردبچشومیدونه
مادرهنوزجوونه قدکمونه
نامردا زناشونم کمک کردن تاخونه علی روآتیش
بزنن حیف که اونجادوربین
نبودوگرنه عایشه هم کمک کرد
هیزم رسیدست تاخاکسترم کنن
پروانه بدون پرهمسرم کنن
خداکنه ماهم جونمون فدای زهرابشه...به
احترام چادرخاکیش یه صلوات بفرست همین.
ای نگاهت پرازسپیده بیا
دل زهجرت به خون تپیده بیا
خم شده از دوری توغامت من
دلبرنازوقدکشیده بیا
شب غم راسحر سحربرگرد
ای صفای سحرسپیده بیا
هجرروی توسخت جان فرسا
دل مجنون من بریده بیا
من که ازدیدنت شدم نا امید
ای امیددل رمیده بیا
کی شودکی که توخبرارد
شب دیدارتورسیده بیا
پرچم سرخ کربلا گوید
نوحه خوان سربریده بیا
اشفع صدرالحسین معنی توست
مرحم سینه دریده بیا
ندبه داردبرای آمدنت
مادری باقدخمیده بیا
جان ان مادری که غرق به خون
درپی مرتضی دویده بیا.... بیا
چشمم به انتظارتوترشدنیامدی
اشکم شبیه خون جگرشد نیامدی
گفتندغروب جمعه توازراه میرسی
عمرم دراین قراربه سرشدنیامدی
تاخواستم به جاده وصل توروکنم
غفلت مرارفیق سفر شدنیامدی
رسوایی گدای توازحدگذشته است
عمرم به هرگناه حدرشدنیامدی
ازما کناه سرزدو توشاهدش بودی
دیدی دلم به راه دگرشدنیامدی
خسران زده کسیست که ازیارغافل است
بی تودعام بی اثرشدنیامدی
ازماکه منفعت نرسیده برای تو
هرچه زمارسیده ضررشدنیامدی
ای خسرو خوبان نظری سوی گداکن
رحمی به منه سوخته بی سروپا کن
مهمان توام گریان توام
میخانه دگرجای منه بی سروپانیست
بگذاربه پشته دراین خانه بمیرم .
آقاجان فقط یه آرزودارم یه روز یه نگاه بهم بکنو بهم بگو که ازت
راضیی ام همین بعدش منوببر توروبه جان مادرت زهرا این
کاروبرام بکن...

خوشا آن غریبی که یارش توباشی
قراردله بی قرارش توباشی
خوشاآن گدایی که تنهای تنها
کناری نشیند کنارش توباشی
خوشاان که یک عمرپروانه ات شد
که یک لحظه شمع مزارش تو باشی
خوشاآن که تنهاتورادوست دارد
چه خوش تراگردوستدارش توباشی
برآن محتضر میبرم رشک هرشب
که شمع شب احتضارش توباشی
دلدادگان عشق برایم دعا کنید/آخرنمیشودکه مراهم صداکنید
فریاداشک های مراهیچکس ندید/پس یک نگاه محض رضای
خداکنید
شوریدگان ردشده ازهفت شهرعشق/رحمی به ماندگان خم
کوچه هاکنید
این دستهای خسته وخالی دخیلتان/دردمرابه عشق شقایق
دواکنید
کوچیده اید زود مگرصبرتان کجاست/من میرسم تورابه خدا پابه
پاکنید
یک کوچه یاس حادثه راه دراز عمر/بایدعبورکردبرایم دعاکنید..
ازکوه پرسیدن فاطمه کیست گفت فاطمه
دخترپیامبراست.
ازدریاپرسیدن فاطمه کیست خروشان
فریادبراورد فاطمه همسرعلی است.
ازهرکس پرسیدن فاطمه کیست همه جملگی
اعلام نمودن فاطمه مادرحسین است.
اما ازخورشیدپرسیدن فاطمه کیست گفت
فاطمه ,فاطمه است.
کم کم غروب ماه خدادیده میشود/صدحیف این
بساط که برچیده میشود/دراین بهاررحمت
وغفران مغفرت خوشبخت آن کسی است که
بخشیده شود عیدفطرمبارک (ازاونایی که این
چندخط خوندن خواهش میکنم تودلشون یه
باربگن الهی الفع)
خدایاتوچگونه زیستن رابه من بیاموز من چگونه مردن راخودمی
آموزم.
من درعجبم باهمه نامی که توداری
این خلق چرانام توگمنام نهادند
شادی روح شهدای خوشنام صلوات ...
ابربهارم یبن الزهرا/تاکی ببارم یبن الزهرا
ای آخرین مسافردنیاکجایی؟
ای یوسف صحرایی زهراکجایی؟
شاهانظربه ماکن /لطفی براین گداکن
دریک قنوت وترت آقامارودعاکن
یه سراگه شدآقابیابه روضه ی ما
تا ازشرارآهت آتیش بگیره اینجا
همراه خودای بی قرینه
یه شب ماروببرمدینه
شایدمرایک شب کنارخودنشانی
بالای قبرمادرت روضه بخوانی
روضه ازآن جوانی که شدقدش کمانی یبن الحسن کجایی
پیمبرزاده دامان عشق است /رسول وسروروسامان عشق است
علی پرورده ی دست نبی بود/نجف زیباترین ایوان عشق است
حسن دربیت خودبی هم سخن بود/که اوتنهاترین ریحان عشق است
حسین آزادگی راکرده معنا/سری برنیزه سرگردان عشق است
درون خیمه هامیسوزدازتب/ که زین العابدین درمان عشق است
علیم عالمان ازاوعیان شد/که باقرمسترعرفان عشق است
تمام شیعیان درخط اویند/که صادق مرجع میدان عشق است
اگرکاظم به ظاهرحبس گشته/ولی زندانی زندان عشق است
هرچندگناه مادلت آزارد/امالطف وکرم توبرسرمابارد
یک چیززنوکری خودفهمیدم/ارباب هوای نوکرش رادارد
شبی یادجنون آبادکردم/علی موسی الرضا رایادکردم
میان بی کسی های شبانه/هوای سحن گوهرشادکردم
تنابی ازدلم بردیده بستم/دخیل پنجره فولادکردم
غریبی کرده ایران راگلستان/رضاهم هشتمین سلطان عشق است
جوادبن رضاگرچه جوان است/ولی کن سفره دار خان عشق است
دهم اخترامام انس وجن است/که هادی صاحب سبکان عشق است
زعلم شیعه جان تازه دارد/امام عسگری هم جان عشق است
بیایداخرین پورپیمبر/که مهدی آخردیوان عشق است
الهی به ثامن الحجج الهم عجل الولیک الفرج
سلام همتون میدونین امشب چه شبیه اگه دوسدارین یه تقدیرخوب براتون رقم بخوره
امشب برین تویکی ازمسجدای محلتون اگه مسجدم نمیرین توخونتون بمونین یه
امشبوباخداخلوت کنین الان نمیفهمیم امشب چه قدرارزش داره موقعی میغفهمیکم که
امام زمان میخوادنمرمونوبده میبینی دوست توامتحانش قبول شده اماوقتی تومیخوای جوابه
امتحانتوبگیری آقابهت بگه ردشدی بروسال بعدبیا اون میفهمیم که چه چیزی روازدست
دادیم دوستای خوبم باهمتونم امشب وقتشه
سرراهت درانتظارم
برده حجرت صبروقرارم
جزظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم..
من دیده به احسان علی دارم وبس
سردرخط فرمان علی دارم وبس
هرکس که زده دست به دامان کسی
من دست به دامان علی دارم وبس... التماس دعا
شاید این حرفی که میزنم بگین شعاره اما اونایی که بایدبفهمن
میفهمن انقدر گناه میکنیم که حواسمون به هیجانیست هروقت
به فکرگناه کردن می افتی به این فکرکن که آقاهرپنجشنبه جمعه
میاد پرونده اعمالمونوبازمیکنه اول خجالت میکشه که ماهایی
که اسممونوگذاشتیم شیعه اینکاراومیکنیم بعدسرشومیکنه بالا
به خدامیگه به منه مهدی ببخششون پس موقع گناه به این
فکرکن که آقا امام زمان پیش خدا برای بخشیذن تو گریه
میکنه واقعا می ارزه؟...الهی الفع
خدایا توروبه روح بی انتهای زینب توربه حجاب زهرا فرج
آقامونونزدیک کن ..برای تعجیل درفرج آقا صلوات...
شادی روح شهدای مفقودالثرصلوات....اول خودتوبزارجای کسی که پدرش رفت جنگ اما بیست ساله که خبری ازش نیست بعدبایه دلی که هوایی شده صلوات بفرست ...
امشب سرنخلی مهربان خم شد
درکیسه نان به جای خرماغم شد
درکنج خرابه ها زنی شیون کرد
همبازی کودکان کوفه کم شد التماس دعا..
آقابیاتازندگی معنابگیرد
شایددعای مادرت زهرابگیرد
اقابیا تاباظهورچشم هایت
این چشم های ما کمی تقوا بگیرد
من هرچه میدوم به شماها نمیرسم
دیری است تشنه ام وبه دریانمیرسم
خطی کشیده اند میان من وشما
من هرچه سعی میکنم آنجا نمیرسم
یخ بسته است بعدشما چهارفصل شهر
باهرچه شعله بازبه گرمانمیرسم
بیهوده است بال زذن ای پرندگان
باپرزدن به آن همه بالا نمیرسم
جادوی عشق روی درختان اثرگذاشت
آنها رسیده اندمن اما نمیرسم
آن قدررفته ام که خود را گذاشتم
یک روح خسته ام به فردانمیرسم
گرنیایی تاقیامت انتظارت میکشم
منت عشق ازنگاه پرشرارت میکشم
نازچندین ساله ازچشمخمارت میکشم
تانفس باقیست اینجا انتظارت میکشم...
سلام مهدی جون ببخشیدکه اینطوری شخص بزرگ تورومخاطب
قرارمیدم آخه میدونی چندوقته که خیلی دلم برات تنگ شده
یجورایی انگارقبلاتوروندیده بودم اما الان...بی خیال فقط میخواستم
بگم من گناه میکنم اما چندوقته درست لحظه گناه یادتومی افتم
یاداون لطفی که به من کردی ودست میکشم ازگناهی که
میتونه مثل قبل قلبمو سیاه کنه گناهی که توروازیادم میبره
یاداون رحمتی که دست توتوش بود مهدی جون دوستت دارم..
مازمزمه حضور رامیفهمیم
معنای زلال نور رامیفهمیم
ازبس که به داغ انتظارت ماندیم
ای باوردل ظهور رامیفهمیم
یادم میاد پشت دیوار بقیع یه بنده خدا اومد پیشم گفتش نمیذارن گریه کنم بهش گفتم دندون روجیگرت بذار ایشاا.. حرم امام رضا اونجا کسی باهات کاری نداره میدونی چرا چون یه پیرمرد سید هواتوداره یه پیرمرد تنها هواتو داره یا امام رضا پیش خدا برام پادرمیونی کن...